السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
585
تفسير الميزان ( فارسي )
مالك روايت كردهاند كه رسول خدا ( ص ) فرمود : زمين در روز قيامت به تمامى اعمالى كه در پشتش انجام شده خبر مىدهد ، آن گاه اين آيه را تلاوت كرد : * ( « إِذا زُلْزِلَتِ الأَرْضُ زِلْزالَها » ) * تا رسيد به آيه * ( « يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها » ) * و آن گاه فرمود هيچ مىدانيد اخبارش چيست ؟ جبرئيل نزد من آمد و گفت : خبر زمين كه زمين روز قيامت بدان گواهى مىدهد ، همه اعمالى است كه بر پشتش انجام شده « 1 » . مؤلف : نظير اين روايت را از ابو هريره نيز نقل كرده « 2 » . و نيز در همان كتاب است كه حسين بن سفيان در كتاب مسندش و ابو نعيم در كتاب حليه اش از شداد بن اوس روايت كردهاند كه گفت : من از رسول خدا ( ص ) شنيدم مىفرمود : ايها الناس دنيا متاعى است حاضر كه هم نيكان از آن مىخورند و هم فاجران ، و بدرستى آخرت وعده اى است صادق ، كه سلطانى قادر در آن حكومت مىكند ، حق را محقق و باطل را باطل مىسازد . ايها الناس سعى كنيد از طالبان آخرت باشيد ، و از طالبان دنيا نباشيد ، فرزند آخرت باشيد ، نه فرزند دنيا ، چون هر مادرى فرزندش به دنبالش مىرود . ( حاصل منظور آن جناب اين است كه خواهان آخرت باشيد نه دنيا ، براى اينكه علاقه به دنيا قهرا شما را به سوى ماديت و آلودگىهاى آن مىكشد ) ، آن گاه فرمود : هر عملى كه مىكنيد در حالى انجام دهيد كه از خدا خائف و بر حذر باشيد ، و بدانيد كه روزى شما را بر اعمالتان عرضه مىدارند ، و شما خواه و ناخواه خدا را ملاقات خواهيد كرد ، پس هر كس هموزن ذرهاى عمل خير كرده باشد ، آن را خواهد ديد ، و هر كس هموزن ذرهاى عمل زشت كرده باشد آن را خواهد ديد « 3 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَأَخْرَجَتِ الأَرْضُ أَثْقالَها » ) * آمده كه منظور از اثقال زمين ، انسانهايند . و در ذيل جمله * ( « وَقالَ الإِنْسانُ ما لَها » ) * آمده كه اين انسان ، امير المؤمنين ( ع ) است . و در ذيل آيه * ( « يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها ) * . . . * ( أَشْتاتاً » ) * آمده كه مردم از جهت ايمان و كفر و نفاق متفرق و اشتات مىآيند ، بعضى مؤمنند و برخى كافر و جمعى منافق . و در ذيل جمله * ( « لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ » ) * آمده كه هر كس بالاى سر اعمال خود مىايستد ، و اعمال خود را اينطور فاش و هويدا مىبيند « 4 » . و نيز در آن كتاب در روايت ابى الجارود از امام باقر ( ع ) آمده كه در ذيل
--> ( 1 و 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 380 . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 383 . ( 4 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 433 .